از آدمیزاد هر چی بگی بر میاد

بنظر مبارک شما اسم کار آقایان زیر چی میتونه باشه ؟ جرأته ، حماریته ، فن و مهارت ، واقعاً چیه ؟

بنظرمن اولیش فن و مهارته .( برای اینکه تصاویر وبلاگ را در اندازه واقعی خود ببینید روی تصاویر کلیک نمایید )

crocodile-13.jpg

دومی بنظرم، عین حماریت

crocodile-11.jpg

و سومی  ایضاً

elephant-boy.jpg

داستان آموزنده پرنده و گرگ

اخیرا داستان کوتاه جالبی را شنیدم که خواندن آن، برای شما هم خالی از لطف نیست .

تا کنون حتما دیدید یا شنیدید که برخی از پرندگان با شروع فصل سرما از مناطق شمالی و قطب شمال بطرف مناطق جنوبی و سرزمینهای گرمسیری مهاجرت میکنند .

بر همین اساس ، گروهی از پرندگان مهاجر در فصلی سرد، تصمیم به کوچ به طرف سرزمینهای گرم جنوبی میگرند . هنوز خیلی از منطقه خودشون دور نشده بودند که بالهای یکی از این پرندها دچار مشکل شده و و سقوط میکنه واز بخت بد روی زمینی پوشید از برف و یخ میفته .

پس از مدتی سرما بر پرنده ، قالب میشه و بدنش حسابی یخ میزنه، در همین اثناء که پرنده با مرگ دست و پنجه نرم میکنه، یه گاو میش از نزدیک او میگذره و صاف روی سر پرنده بیچاره تپاله میکنه.  گرمای حاصل از تپاله یخورده پرنده رو سر حال میاره و جون میگیره ، بنابرین تصمیم میگره خودشو از شر تپاله خلاص کنه.

 شروع میکنه به بال بال زدن و تقلا کردن، در اون هنگام یه گرگ بد جنس هم ازون نزدیکی ها میگذره و متوجه این تکون خوردن ها و بال بال زدنها میشه .

گرگه میاد نزدیک پرنده و تپاله رو کنار می زنه تا ببینه چیه که داره تکون میخوره، که متوجه پرنده نگون بخت میشه و بیکدفعه اونو بدندون میگیره و یه لقمه چپش میکنه .

نتیجه آموزنده داستان :

ظاهرا بنظر میرسه که داستان بیمزه ائی باشه ولی همین داستان کوتاه و بنظر بیمزه 3 تا درس بزرگ با خودش به همراه داره :

1 ) : اولیش اینه که وقتی آدم تو کثافت می افته و گیر میکنه همیشه بد نیست .

2 ) : اونیکه تورو تو کثافت میندازه و باعث میشه توی کثافت بیفتی، همیشه دشمن تو نیست .

3 ) : اونیکه دستت و میگیره و تورا از کثافت میکشه  بیرون، همیشه دوست تو نیست .

بنظر من داستان آموزنده ائی بود و اگر به عمق قضیه فکر کنیم ، می بینیم گوینده داستان خیلی هم  بیراه نمیگه ، نظر شما چیه؟

xfx0co.jpg