برای مهاجرت از کجا شروع کنیم

بعد از اعلام آدرس و مشخصات سفارتخانه تمام کشورها ی دنیا که جزء اولین اطلاعات مورد نیاز مهاجرت می باشد در این پست به مطالب زیر می پردازم :

1 ) – معرفی یک سایت متعلق به کشور سویس . این سایت اطلاعات جامع و مفیدی در اختیار شما می گذارد ، مبنی بر اینکه در سفرهای خارجی ، به کشورهای مختلف دنیا چه خطراتی مسافران را تهدید میکند . بنابرین شایسته است قبل از هر سفر خارجی مطالب این سایت بصورت اجمالی مطالعه شود .

البته این مطالب عموماً به زبانهای آلمانی – فرانسوی – و ایتالیائی می باشد ، بنابرین پیشنهاد می گردد که :در ابتدا از سایت ترجمه چند زبانه آلتا ویستا که لینک آن در قسمت لینکهای عمومی وبلاگ آمده است ، استفاده کرده و متنهای این سایت را copy و در قسمت ترجمه متن سایت آلتا ویستا paste کرده و متن را به انگلیسی ترجمه کرده وسپس متن انگلیسی را در سایت ترجمه پارس )  مندرج در لینکهای عمومی وبلاگ ) به فارسی برگردانید.

آدرس سایت سویسی :  www.admin.ch
     

2 ) – همانطور که هر یک از شما کم و بیش سفر های طولانی و دور و دراز را تجربه کرده ایید ، خوب می دانید که صرفنظر از تمام محاسن سفر ، نکته ائی که قدری ما را آزار میدهد، درد غربت و دلتنگی های سفر است  و واقعاً یکی از مشکلات عمده هم محسوب می گردد، خصوصا اگر مسافر کمی هم احساسی باشد ، که در اینصورت  این مشکل دو چندان خواهد شد و اگر این سفر سفر خارجی بوده و بد تر از آن مهاجرت دائمی باشد نور علی نور .در هر صورت این واقعیت مهاجرت است و کاریشم نمیشه کرد و یکی از راههای مهار آن و بنظر من تنها راه مقابله با آن گذشت زمان است . بنابرین در این پست مقاله گونه ائی ، می خوانید در وصف دلتنگی های  غربت وراه حل های مبارزه با آن .

3 ) – برای شروع مهاجرت یکی از راههای انتخاب مقایسه کردن کشورها با یک دیگر است که با این کار دستمان بیاید کدام کشور بر سایر کشورها ارجهیت داشته و بقول معروف شرایط زندگی در آن بر سایر کشورها می چربد . بنابرین در این پست دو کشور امارات ( دبی ) و کانادا را اجمالاً با یک دیگر مقایسه کرده اند . امید وارم مفید واقع شود .

4 ) – و بالاخره  مقدماتی در باره مهاجرت ، مبنی بر اینکه (  الف – چرا مهاجرت .  ب – برای مهاجرت از کجا شروع کنیم  ) .
 

5 ) – ضمنا اگر پیگیرمطالب مهاجرتی باشید ، باید عرض کنم  تمام مطالب در مورد 3 کشور بترتیب  کانادا – استرالیا – آمریکا طبقه بندی شده و از شرح کلی مشخصات یک کشور شروع  کرده و به ترتیب در خصوص زوایای مختلف مهاجرت به آن کشور از قبیل 1 – اطلاعات جامع کشوری 2- در مورد موضوع مها جرت 3 – در مورد زندگی در آن کشور و جزئیات آن 4 – در مورد کار 5 – قوانین و شرایط مها جرت 6 – مدارک مهاجرت و . . . خواهم نوشت .  پس لطفاً اگر علاقه مندید پی گیر باشید .

احساس غربت و راه حلهای احتمالی ( نام نویسنده مقاله را نمیدانم )

بدون تردید مشگل احساس غربت و تنهائی  از جمله مهمترین جنبه های زندگی مهاجرینه و این موضوع حتی ممکنه  بعد از سالها هم هم چنان دست از سر شما بر نداره مخصوصا در زمستان که در این طرف  6 ماه ابر و بارونه و در شرق کانادا هم که 6 ماه برف و سرمای شدیده.  
تعجب نکنید که اگر شما یا دیگرانی احساس افسردگی میکنید و اگر شنیدید که کسانی و اقعا  دچار ناراحتیهای جدی شدند به دلایل مسائل روحی از جمله احساس غربت و تنهائی.  
البته همه می دونیم که راه حلهای عمومی و صد البته مفید اینهاست که سعی کنید از خانه بیرون برید و در فعالیت های اجتماعی شرکت کنید, اگر سر کار نمیرید حتما در کلاسی ثبت نام کنید مثل کلاس زبان یا هر زمینه ای که علاقه دارید . ورزش هم کم موثر نیست در برطرف کردن مسائل روحی و تنهائی. فقط مشگل اینه که ادم گاهی همچین غم زده میشه که حتی حال نداره نفس بکشه چه برسه به ورزش .   اگر اینقدر حالم خوب بود که برم یک ساعت ورزش کنم که دیگه مشگلی نبود که بخوام با ورزش حلش کنم.  
منم فکر میکنم حق با شماست و همینطوره.  پس راه حل چی میتونه باشه. من یادمه که حتی توی تهران شلوغ و با وجود انهمه فامیل و دوست اشنا , ادم بعضی وقتها همچین احساس تنهاین میکرد که انگار داره تو بیابون تنها زندگی میکنه.  خوب اون موقع چه میکردید حالا هم باید همون کارو بکنیم. بگذریم که گاهی محبور بودید که به دیدن کسانی برید که بجای غم , دق مرگ میشدید و نباید حرفی میزدید ولی اگر به اختیار خودتون بود چه میکردید.
فکر میکنم جواب اینه که به دیدن کسی میرفتید که دلتون باز میشد در واقع بنوعی دوستش داشتید و وقی با او بودید دیگه احساس تنهایی نمکردید.
بله واقعا جواب همینه , منتها اینجا که کسی رو ادم نداره . حق با شماست ولی میشه کسی رو پیدا کرد که هم نوع شما باشه . در کلاس زبان در چمیدونم هر کجا که جمعی هستند. میشه کم کم دایره ای از دوستان هم تیپ ایجاد کرد که دور هم جمع بشید و باعث دلگرمی هم بشید.  شاید بنظرتون خیلی سخت بیاد ولی واقعیتش ادم تا همدل و هم زبون  پیدا نکنه تنهای تنهاست چه در کانادا چه در وطن . بیخودی نیست که میگن توی بهشت هم کسانی اون دور ورا هستن که نمی زارن خیلی هم تنها باشید.

البته من که خوب اونجا هم با خانواده ی مربوطه هستم و ابدا فکر کس دیگری رو نمی کنم ! شما چی ؟

 تفاوتهای دوبی با کانادا

اکثر کسانی که به کانادا میان دوبی رو هم دیدن یا خیلی کوتاه یا حتی چند سالی اونجا زندگی کردن.  اغلب این سئوال پیش میاد که اونجا هم جای شیکیه و قطعا از نظر ساخت و ساز و ظاهرش حتی میشه گفت از کانادا نو نوار تره به قول معروف.  ولی دوبی در باطنش یعنی سیستم اجتماعیش و از دید حقوق انسانی ابدا با جائی مثل کانادا قابل مقایسه نیست یا بعبارت بهتر بسیار عقب ماندست.  بعضی از این تفاوتها شاید اینها باشه :

- اصولا زندگی در دوبی برای خارجیها فقط از طریق ویزای کار میسره اون هم ویزای 3 ساله.  البته جدیدا اینطور که من شنیدم کسانی که اونجا خونه میخرند هم بهشون ویزای اقامت میدن.  ولی اینکه فرض کنیم مثل کانادا شما بخواید بگید که من میخوام به دوی مهاجرت کنم و اینجا زندگی کنم با این شرایطم همچین مسیری برای دوبی وجود نداره.

- پس شما اگر در دوبی کارت رو از دست بدی یا شرکت که داری نخوای ادامه بدی عملا نمی تونی اونجا بمانی. البته ویزای توریستی 14 روزه همیشه بوده.

- بنا به این سیاست دوبی محلی شده برای کار و کسب و خیلی از ابعاد دیگر زندگی مثل نیازهای فرهنگی به سختی در دوبی براورده میشن.  کلا توی دوبی ادم احساس میکنه که اینجا همه موقتی هستند امدن که برن , یکی چند روز , دیگری چند هقته یا ماه و نهایتا چند سال و این خیلی حس بدیه که ادم احساس نمیکنه که اونجا زندگی ریشه داره تاریخ داره و ثبات دراز مدت داره.

- شما اگر 20/30 سال هم در دوبی با ویزای کار باشید امکان تابعیت یا اقامت دائم پیدا نمکنید ( البته مالکین خانه شاید مستثنا باشن) به همین دلیل اکثر کسانی که حتی 30 ساله دوبی هستند هنوز هر 3 سال یکبار ویزا شون رو باید تمدید کنن. از اون جالبتر اینه که کسی که سالهای خیلی زیادی هم به دوبی بوده حقوفش هیچ امتیازی نسبت به اونکه امروز امده نداره.

- حتی اگر بچه ادم در دوبی بدنیا بیاد تابعیت امارات رو نخواهد داشت. بعبارت دیگه شما 40/30 سال در زمینی زندگی میکنید و بطور قابل ملاحضه ای در رشد و توسعه او بیابون موثرید ولی بعد از 40 سال حتی هیچ حقی به اون اب و خاک ندارید و مسافری بیش نیستید. بنظرم این خیلی غیر انسانیه.  در حالیکه در کانادا و اکثر کشورها بعد از چند سالی اونجا زندگی کردن شما حتی میتونه تبعیه او کشور بشی.

- در کانادا حقوق اجتماعی مهاجرین بجز حق رای دادن با حقوق تابعین کانادا برابره در حالی که همچین چیزی اصلا در امارات وحود نداره.

- سیستمهای تامین اجتماعی مثل بیمه درمانی دولتی یا Child tax benefit اصلا در دوبی وجود نداره . البته اونجا مالیات هم نیست و شاید این در ظاهر تنها حسنش باشه.

- آموزش عمومی رایگان در دوبی وجود نداره و در حالی که اکثر مدارس کیفیت نه چندان خوبی دارن ولی هزینه های تحصیلی خیلی بالاست. بیشتر ادم احساس میکنه در دوبی همه مقصودشون پول در اوردنه فقط حتی در مراکز اموزشی.

- از نظر امکانات و شرایط برای  زندگی خانوادگی و فضای فرهنگی, خوب دوبی واقعا قابل مقایسه نیست با جائی مثل کانادا.

- از نظر قانون و قانونمندی شاید اختلاف به اوج خودش میرسه . در حالی که در دوبی با داشتن روابط  و یا به حسب ملیت شما به راحتی پلیس و محکمه و قوانین اجرائی انعطاف پذیر میشن ولی در کانادا واقعا برابری در قبال قانون به وضوح دیده میشه.

البته شاید در این چند ساله اخیر که من دوبی نبودم تغییراتی کرده باشه و من بی خبر باشم .  

آیا شما هم همینطور احساس میکنید نسبت به دوبی ؟ ( این مطلب از تالار گفتگو پرشین اسپوت برداشت شده است )
 

 چرا مهاجرت؟

شاید بسیاری از خوانندگان اینرا شنیده و یا خود به آن رسیده باشند که مهاجرت از دید سیاستمداران و دولت مردان، یک صنعت پول ساز و متحول کننده است. بنابراین کشورهایی که به این نکته رسیده اند و شرایط بهره برداری از این صنعت را دارند همواره سعی بر این دارند که در این زمینه سرمابه گذاری کنند و بخشی از بودجه خود را به این امر اختصاص دهند. با یک نگاه اجمالی به کشورهایی که مهاجر می پذیرند به وضوح می توان چندین وجه مشترک را در آنها تشخیص داد:
1)      تقریبا همه آنها از ابتدا با مهاجرت تشکیل شده اند. (کانادا، استرالیا، گروئینلند، آمریکا)
2)      همه آنها از تاریخ طولانی برخوردار نیستند.
3)      همه آنها برای جذب مهاجرٍ بیشتر همواره تبلیغ می کنند.

4)      همه آنها سعی بر این دارند که افراد را گلچین کنند و بهترینها را از هر لحاظ، تحصیلی، تکنیکی، فرهنگی، سلامت جسمانی، سلامت روحی و حتی زیبایی انتخاب کنند.

5)      و تفریبا در همه آنها یکی از روشهای اقدام در قوانین مهاجرتی که تایین می کنند، روش مهاجرت سرمایه گذاریست. که مسلما مبالغ بسیار بالایی را مطلبد. (بالای 700 میلیون تومان)
 

این را میتوان با جدیت گفت که با توجه به سودآوری که صنعت مهاجرت برای این کشورها دارد به این زودیها چنین کشورهایی این صنعت را کنار نخواهند گذاشت و تنها ممکن است تعییراتی را در اصول خود بدهند و یا برای مدتی موقتا متوقف کنند ولی آنرا کنار نخواهند گذاشت.
 
برای اینکه این سود دهی کمی قابل لمس تر باشد بهتر است تجزیه و تحلیل ساده تری را در اینجا اشاره کنم:
تصور کنید برای جامعه رساندن یک جوان به نقطه ای که برای آن جامعه ارزش بهره وری داشته باشد چقدر می تواند هزینه زا باشد!

1)      دوره تحصیل رایگان

2)      خدمات تحصیلی تا دانشگاه

3)      خدمات تحصیلی دوره دانشگاه و موسسات فنی و وامها و سوبسیدهای ارائه شده در این دوره

4)      گذراندن دوره های آزمایشی و پذیرش خسارتهای حاصل از این دوره توسط تمامی بخشهای جامعه

5)      هزینه ای که کلا والدین برای فرزندان خود قائل می شوند که آنها را در دوران کهولت خود در کنار داشته باشند که مسلما در غیر اینصورت خود والدین هزینه ای سربار برای جامعه خواهند بود در دوران کهولت.(که بیشتر در مورد جوامعی چون ایران صادق است)

و خلاصه هزینه های کم و زیاد دیگر تا اینکه یک فردی از یک جامعه به نقطه بهره وری مثبت برسد. حال به جای اینکه این بهره وری برای همان جامعه حاصل شود، جامعه ای دیگر آنرا نه تنها بدون خریداری بلکه با دریافت مبالغ قابل توجهی پول برای استفاده های خود برمی دارد.

حال همه اینها به یک طرف تصور کنید که این فرد مورد نظر که با توجه به قوانین امتیاز بندی مهاجرت، یکی از بهترین و پرخرج ترین مهره ها از رده و گروه خود است مدت 3 تا 5 سال در کشور جدید با کمترین ادعا و بیشترین انرژی برای کشور مربوطه کار کند و با کمترین هزینه چرخ آن جامعه را بچرخاند و بعد از آن حس کند که می تواند بماند یا باید بازگردد و یا به جای دیگری برود که البته واقعه ای بس غم انگیز است ولی نکته اینجاست که کشور مهاجرپذیر در این وسط در هرصورت سود خواهد کرد.
البته نکات و ریزه کاریهای بیشتر در این بحث وجود دارد که کل ماجرا را بیشتر تایید می کند ولی فعلا وارد جزئیات نمی شویم. اما مواردی که گفته شد حتی در مورد مهاجرت از نوع تحصیلی نیز صدق می کند.
 
اصولا مهاجرت نیاز به پول و تحصیلات و سابقه فنی بالا دارد. البته راه های دیگری هم وجود دارد که مسلما آنها هم به سادگی قابل دسترسی نیستند. اما توجه داشته باشید که در مطالب بالا روی سخن من بیشتر به چهار روش مهاجرتی تخصصی، کار، دانشجویی و سرمایه گذاریست که در کشورهای مهاجرخیز بعنوان صنعت به آن توجه می شود. ولی مهاجرت دارای اشکال بسیار متنوع دیگر است که حتی فقط به کشورهای مهاجرخیز هم محدود نمی شود. شما کافیست که کشوری را انتخاب کنید و بعد با تحقیق در قوانین آن می توانید راه مهاجرت به آن کشور را پیدا کنید. در مورد این مطلب به زودی به تفضیل مطالبی را خواهم آورد.
 
 
برای مهاجرت از کجا شروع کنیم؟

مسلما اولین کاری که در این راه باید انجام شود انتخاب درست کشور مقصد است. آیا کانادا می تواند انتخاب درستی باشد؟ … از همان اواخر دهه 90 قرن بیستم که شرایط زندگی و کار در کانادا نزول پیدا کرد، سوال بسیاری از مهاجرین همین بود. و این سوال جوابهای مثبت و منفی زیاد داشت، اما کدام جواب درست بود؟ معیارهای سنجش برای این انتخاب به دو دسته اساسی تقسیم می شوند.

الف)    معیارهای آماری

ب‌)     معیارهای فردی وسلیقه ای
 
درمعیارهای آماری هرچه جمع آوری اطلاعات دقیق تر و بیشتری فراهم آورید تصمیم گیری آسان تر خواهد بود ولی معیارهای فردی و سلیقه ای می توانند در انتها هر تصمیمی را تحت الشعاع قرار دهند. یعنی بعضی اوقات مشاهده می شود که با وجود تمام مدارک و شواهد مربوط به انجام ندادن کاری در آخر تصمیم گیرنده، حرکت را بر عکس تجزیه و تحلیلها انجام می دهد.
منظور از این فلسفه بافیها این است که اگر فکر می کنید کسی هستید که در زندگی شکست را به معنای پل بیروزیهای بعدی تصور می کنید و همیشه در حرکت خود ثابت قدم هستید، آمارها و شواهد نمی توانند معیار درستی برای تصمیم گیری شما باشند.
ولی به هر حال داشتن اطلاعات هیچگاه مضر نیست. پس من دراین مقاله سعی می کنم که تا جای امکان بیشترین اطلاعات را در این زمینه گردآوری و ندوین کنم. برای شروع بهتر است اول مراحل کار را به ترتیب لیست کنیم:

1)      انتخاب کشور

2)      جمع آوری اطلاعات و قوانین مربوط به مهاجرت و زندگی در آن کشور

3)      بررسی و سنجش خود برای احراز حد اقل امتیاز تعیین شده

4)      برآورد مالی برای شروع مراحل و پشتیبانی آن تا آخرین مرحله

5)      طراحی برنامه زمانبندی

6)      دریافت فرمها و آماده سازی مدارک

7)      ارسال مدارک و فرمهای پر شده و همچنین پرداخت هزینه های اولیه

8)      تکمیل مدارک درخواستی در صورت لزوم و جمع آوری اطلاعات بیشر

9)  باز کردن حساب بانکی در کشور مربوطه و ارسال مبلغ تعیین شده به آن بعنوان سرمایه شروع زندگی

10)   آماده شدن برای مصاحبه و حضور در سفارت و یا محل تعیین شده (کشوری دیگر) برای مصاحبه

11)    انجام مراحل آزمایش پزشکی (درصورت پذیرفته شدن در مصاحبه) و ارسال

12)  دریافت ویزا و یا کارت مهاجرت در صورت پذیرفته شدن در همه مراحل.

13)  پرواز به کشور مربوطه قبل از باطل شدن ویزا و یا کارت مهاجرت.
  

About these ads

4 دیدگاه

  1. اکتبر 6, 2007 در 2:55 ب.ظ.

    پست جالبی بود. اما به نظرم کمی باید ویرایش بشود و می‌شد که همه این‌ها را تو یک پست ننویسید، خیلی پراکنده‌ست.

  2. farshid said,

    نوامبر 15, 2007 در 8:44 ب.ظ.

    از نظرات همه دوستان متشكرم و اميدوارم كه همه دوستان هر جاي دنيا هستند موفق و سرزنده باشند

  3. جعفر said,

    دسامبر 19, 2007 در 5:22 ب.ظ.

    خیلی جالب بود فقط یک نفر به طور واضح توضیح نمی ده که وضعیت فرهنگی اونجا چه طوریه که ممکنه به مذاق کسی خوش نیاد . آیا این درسته که گوشه ی خیابونهای کانادا
    مناظر وحشتناک مفروشن یا اجرا می کنن ؟

  4. hosseini said,

    مه 26, 2008 در 10:05 ب.ظ.

    من مهندس كشاورزي هستم.براي ادامه تحصيل قصد رفتن به كانادا را دارم.خواهشمندم در صورت مقدور بودن ايميل اقاي بهمن بهرام نژاد را برايم بفرستيد.با تشكر


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: